خرید بک لینک
هر بار که مسافری می آید، کاروانسرا را چراغان می کنم و روغن دان قندیل ها را پر از عشق. هر بار دل می بندم و هر بار فراموش می کنم که مسافر برای رفتن آمده است.

نمی گذارد. نمی گذارد که درنگ هیچ مسافری طولانی شود. بیرونش می برد، بیرونش می کند. و من هر بار در کاروانسرای قلبم می گریم...

پ.ن: عرفان نظرآهاری... نویسنده ای که گاهی تمام وجودم نوشته هایش را می خواند...

پ.پ.ن: خداوند من، تو تنها یاور این روزهای تنهایی من هستی... تنهایم نگذار که بی تو هیچم...

برچسب: در سينه ات نهنگي مي تپد دانلود,در سينه ات نهنگي مي تپد pdf,در سينه ات نهنگي مي تپد, نویسنده: دانیال عباسیان تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 9:38

صفحه بندی